محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
445
مخزن الأدوية ( ط . ج )
اخلاط و تقويت اعضا و زيت ركابى زيت عذب و زيت الانفاق و اهل عراق آن هر دو را زيت ركابى نامند جهت آنكه ركاب به كسر راى مهمله و كاف و الف و باى موحده كه نام ابل است و چون از شام آن را بر پشت شتر بار كرده به آنجا مىبرند لهذا زيت ركابى نامند و آن را زيت فلسطينى نيز نامند و غلط كرده كسى كه آن را زيت مغسول دانسته دستور گرفتن روغن زيتون آنست كه زيتون را در آفتاب اندازند و يا در ظرفى كرده در تنور گرم گذارند تا پژمرده و نرم گردد پس كوبيده روغن آن را فشرده بگيرند و يا آنكه در آب بجوشانند تا پخته گردد و ماليده صاف كرده آن را باز بجوشانند تا آب بسوزد و روغن بماند امّا احتياط نمايند كه روغن نسوزد و آنچه را بر آن نمك مالند و بگذارند تا نرم گردد پس ماليده فشرده دهن آن را بگيرند زبون است . زيتار به فتح زا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و راى مهمله به عربى عكر الزيت نامند . ماهيت آن : ثفل روغن زيتون است . طبيعت آن : با اندك حرارت و چون بسيار طبخ دهند خصوص در ظرف مس تا غليظ گردد و بعد از آن بفشارند و نگاه دارند . طبيعت آن : در دويّم گرم . افعال و خواص آن : قوىتر از حضض است لطوخ آن با شراب و ماء العسل جهت درد دندان و با نقيع ترمس جهت جرب مواشى و دواب نافع و گويند هر چند كهنهتر شود بهتر مىگردد و در افعال قوىتر و در ابدان مرطوبين مولد قروح و ضماد تازه آن با آب جهت درد مفاصل و عرق النساء و نقرس و استسقا و التيام و التحام زخمهاى ابدان لاغر خشك نافع است . زيت السودان به ضم سين مهمله و سكون واو و فتح دال مهمله و الف و نون . ماهيت آن : روغن ثمرى است كه زيت الهرجان و اهل مغرب اقصى ارجان و ارقان خوانند . درخت آن دو نوع است يكى كوچك كه بادام كوهى است و به شيرازى بخرك و به عربى لوزالبربر نامند و دويّم بزرگ خاردار و ثمر آن نيز مانند بادام كوچك و روغن از اين گيرند و طعم روغن آن شيرين و خوشبو است و به شيرازى درخت آن را ارجن خوانند و در عراق تنكس و بادام كوهى و خار آن را دواب مىخورند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول تر و گويند خشك است . افعال و خواص آن : مولد خون صالح و ملطف اخلاط و مدر فضلات و مفتح سدد و جهت امراض سوداوى و بارده مانند جنون و وسواس و فالج و خدر و اورام بارده نافع و صاحب اختيارات بديعى نوشته كه زيت السودان غير زيت هرجان است و آن زيتى است كه از بلاد سودان آورند . زيرباج به كسر زا و سكون يا و راى مهمله و فتح باى موحده و الف و جيم معرب زيرباى فارسى است . ماهيت آن : به طريق مذكور در شفاء الاسقام آنست كه گوشت را به قدر يك رطل ريزه ريزه كنند و اگر مرغ است از بند بند جدا كرده و با دارچينى و نخود مقشر و روغن كنجد تازه و آب بجوشانند تا پخته گردد و نيم رطل سركه و ربع رطل جلاب و با شكر سفيد و يك اوقيه مغز بادام كوبيده در گلاب شيره گرفته و يك درم گشنيز خشك و به وزن آن عود هندى و سداب و قليلى زعفران داخل كرده مرتب نمايند و به قول شارح اسباب و علامات آنست كه بگيرند پياز را و بكوبند و يا ورق كنند و گشنيز خشك كوبيده در روغن بادام بريان كنند و آب داخل در جوش دهند تا پخته گردد پس قليلى سركه و شكر سفيد و اندك مرى و گشنيز و زيره كرمانى در آن داخل نمايند . طبيعت آن : معتدل مايل به سردى . افعال و خواص آن : لطيف و موافق امزجه اصحا و صفراوى مزاجان و كبد حار و مسكن مره صفرا و حدت اخلاط و مفرح و مقطع بلغم و مفتح سدد و جهت تبهاى نايبه و شطر الغب نافع . مضر امزجه بارده است .